تبليغاتX

 

****** اذكار هر روز هر ذكر صد مرتبه ****** شنبه:يا رب العالمين ****** يكشنبه:يا ذوالجلال و الاكرام ****** دو شنبه:يا قاضي الحاجات ****** سه شنبه:يا ارحم الراحمين ****** چهارشنبه:يا حي يا قيوم ****** پنج شنبه:لااله الا الله ملك الحق المبين ****** جمعه:صلوات ****** التماس دعا ******

غربت انتظار

ای کاش در آن زمان که میرفتی از غربت انتظار می پرسیدی


سلام. اين سلام از منُ بنده رو سياه و دل شکست بپذير اقا جون بد کردم ُ در اين عمر خويش

 در دارايی خويش بد کردم ُعفوم کنُ

 به خاطر تمام گناههايی که مرتکب شده ام و به سبب ان به پيشگاه الهی از سر

محبت بزرگ خويش برايم استعفار کرديد. به خاطر تمام لحظه ها که ناظرم بوديد و

 از من توقع تقوا و ورع و پاک داشتيدُو من به دام

نفس اسير لغزيدم و به پرتگاه رنج و اندوه شما فرو افتاده ام شرمدنه ام اقا شرمنده

گی قلم اديبانه ای نمی خواهد که حرارت شرم که در جانم هست را به سينه کاغذ بکشانم.


در کتابها خوانده ام که شما ناظر عمل منيدُ خوانده ام که اگر أفعال زشت ما نبود که

 به پيشگاه شما عرضه مي شد ُهر

ايينه ما به فوض ملاقات شما نائل می شديم.


خوانده ام که برای کارهای زشت ما استغفار و برای وبرای کارهای خوب ما خدا

 را شکر می کنيد. و در عجب شده ام اقا

از اين همه عطوفت ومهر از اين پيوندی که کرم شما زده ايد به جمعيت رعيت .


اقا جان از خودم در خجالتمُ شرمنده ام و سر افکندهُ تيرهای رنج که به قلب

شريفتان افکنده ام به کرم چنان بگيريد که انگار نبوده است .

  گناهانی که کرده ام را به بزرگواری چنان بگيريد که گويی نکرده ام. اقا ميدانم

 

 (کـــــــــذالــــــــــک يــــــــوبدل لله ســـــــــيئاتهـــــــم حسنــــــــــــات).


کيميا گری کنيد ُمراهم که در غلبه گناه به سيئه ای تبديل مي شوم به کيميا گری خويش

 به حسنه ای از شيعيان ال محمد(ص) تبديل کنيد.

 

 

 


گفـــتم که روی ماهــــت از مــن چــرا نهــــان اسـت


گفــــتا تو خــود حجـابی ورنـه رخــم عــيان اسـت


کـی می رسد خدا يا روز ظهـــــور مــــهدی گـــــــردد تـــــــمام دنـــــــــيا

روشـــــــن ز نــــور مــهدی


گفـــــــــتم مــــــرا غـــــــم تو خـــــــوش تر زشــــادمانـــــي اســــــت


گفــــــــتا که در ره ما غــــــم نيســــــت شــــــــاد مـــــان اســــــت


گفـــــــتم فــــــــراق تاکــــــــی؟


گفتــــــــا که تا تو هســـــــتی


گفـــــــــتم نفـــــــس هــــــمين اســــــت


گفتــــــا سخـــــــن همــــــــان اســــــت


کــــــی ميرســــــد خدايــــــــا روز ظــــــــــهور مهـــــــــدی گـــــردد

 

 تـــــمام دنــــيا روشـــــن ز نور مــــــهدی....

 

 

از کوچه ها که مي گذرمُ گاهی چيز های عجيبی ميبينم ُ گاهی از چاگ سينه ی ديوار شکوفه ای

 از مهر سر براورده است.

گاهی در انحنای يگ کوچه اقيانوس ايستاده است گا هی بر پله های شکسته ی

 يک خانه افتاب نشسته است.امروز در عالمی ميان خواب و بيداری


در کوچه باغ فقر تنگ و نداری کودکی ديدم که سکه ی کوچکی را به

 اشکها شست و شو می داد و دست

 دراز کرد به سوی صندوق صدقات سکه را به کام صندوق انداخت و گفت خدا يا چه شد مهدی!!!!

 سرش به سلامت عمرش طولانی باد. چند چهار

 راه با لا تر پيرمردی هست از حواشی سجاده اش خوشه خوشه نور می ريزد نشسته بود

 به افتاب تسيبح اش نگاه می کردم زير لب می گفت خديا

 ان قريب صد هزار هزار سجده و روزه های مکررَّ و شام گاهانی که


 در قيام به پيشگاهت ايستاده ام هديه بر مهدی سرش به سلامت عمرش طولانی.


انجا ميان کتابها مردی نشسته قلم بدستُ در چهره اش لطافت آلاله اشکار ُ دستش

 مجرای افتاب ُ فکرش مجلََّای نور ُ در پيش روی خطی نوشته

سرخ ُ جوهر قلم عالم بهتر ز خون یک شهید . در زیر لب زمزمه دارد به ناز و راز ُمهدی جان

 این عمر من چه چیز بود به پیش تو جز بر گ سبز

 مورچه ای به پیشگاه سلیمان هر چه کرده ام به آستانت تقديم می کنم.

 سرت به سلامت عمرت طولانی باد !

ای نازنين اعمال ما اموال ما آنگاه

ماندنی است ُ که در استان مهدی فدا شود ! سرش به سلامت عمرش طولانی باد ....

 

التمــــــــــــاس دعا ..............  يـــــــــــاحــــــق
 

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1384ساعت 19:22 توسط شیوا |