
ای کاش در آن زمان که میرفتی از غربت انتظار می پرسیدی
|
به نام تو از تو برای تو سلام بر تو سلام و درود خداوند بر تو ای سلام و درود خداوند
ابا صالح دلــــم سامان نـــدارد مگر هجر تــو را پايـــان نـــدارد ابا صالـــح بيـــا دردم دوا کــن مرا از ديدنـــت حاجــت روا کن ابا صالح مـــرا با روسيــــاهی به خود راهم بده با يک نگاهی ابا صالح فقيــــرم من فقيـــرم بده دستی که دامانت بگيـــرم ابا صالح تو خوبی مـن بدم بــد مرا از درگهــــت ردم مکــن رد اباصالح چه خوش زيبنده باشد کـه تو لعل لبت پر خنـده باشد ابا صالح عزيـــــز آل ياسيـــــن بيا درجمع ما يک لحظه بنشين
ما بر تو درود می فرستیم تا بر ما درود فرستند! ، از تو می گوییم تا از ما گویند!، به یاریت می آییم تا به یاریمان آیند!؛
!، می گوییم تا گفته شویم!، می بینیم تا دیده شویم! ، می شنویم تا شنیده شویم!، حس میکنیم تا احساس شویم!، می گردیم تا پیدا شویم! وگرنه بی سایگان را چه به یاری آفتاب؟!
یــــــــــــــــــــاحـــــــــــــــق
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 14:53 توسط شیوا
|
|
||